تبلیغات
بررسی علم از بینش توحیدی-اسلامی - بعد چهارم را چگونه درک کنیم؟
 
بررسی علم از بینش توحیدی-اسلامی
پیامبر اکرم (ص) : " برتری عالم بر عابد مانند برتری من بر کمترین شماست... " (بحار الانوار، جلد 61 ، ص245 با تلخیص)
درباره وبلاگ


این وبلاگ که از ابتدا با نام "مقالات علمی و درسی" فعالیت خویش را آغاز کرده بود ، اکنون بار دیگر و پس از مدت ها سکوت ، بازگشته منتها با نام جدید "بررسی علم از بینش توحیدی-اسلامی"...


مدیر وبلاگ : عرفان نقوی
نویسندگان
نظرسنجی
موضوعات وبلاگ بیشتر در چه محور هایی باشد ؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تماس با ما

ـ بعد یعنى چه؟

خوب ما با دو كلمه سر و كار داریم. بعد + چهارم. پس بهتر است كلمه كلمه جلو برویم. اول مفهوم بعد را توضیح مى دهیم.

مى توان بعد را راستا و  سمت تعریف كرد. اما نه هر سمتى.هر راستا كه تعریف مى كنیم (و مى توان آن را به شكل یك پیكان نشان داد) باید بر راستاى قبلى عمود باشد. مثلا اگر ما بگوییم بعد اول، با یك خط صاف طرف هستیم. خطى كه مى توان در آن حركت داشت. یك پیكان دو سو كه...

ـ بعد یعنى چه؟

خوب ما با دو كلمه سر و كار داریم. بعد + چهارم. پس بهتر است كلمه كلمه جلو برویم. اول مفهوم بعد را توضیح مى دهیم.

مى توان بعد را راستا و  سمت تعریف كرد. اما نه هر سمتى.هر راستا كه تعریف مى كنیم (و مى توان آن را به شكل یك پیكان نشان داد) باید بر راستاى قبلى عمود باشد. مثلا اگر ما بگوییم بعد اول، با یك خط صاف طرف هستیم. خطى كه مى توان در آن حركت داشت. یك پیكان دو سو كه مثلا بر حسب جهات اختراعى ما به سمت چپ و راست مى باشد. این خط را مى توان یك جهان فرض كرد.جهانى 1 بعدى. 1بعدى به معنى وجود یك توانایى حركت. قدرت حركت در یك راستا موجود است .جلو و عقب.

حالا وقتى بخواهیم به این بعد اول بعد جدیدى اضافه كنیم، این بعد و راستاى جدید باید حتما بر راستاى قبلى عمود باشد. دقیقا مثل محور مختصات. دنیاى یك بعدى مثل محور x  است. وقتى مى خواهیم آن را دو بعدى كنیم به آن محور جدید بالا و پایین با نام اختصارى y اضافه مى كنیم.

این صفحه كه قطر آن صفراست دنیاى دو بعدى است.

(جالب: یك كشیش دانا سالها پیش رمانى به نام سطحستان نوشت كه یك چنین دنیایى را تجسم كرده كه در آن اشكال هندسى زندگى مى كنند. مثل مربع و مثلث و دایره. او بیشتر در این كتاب به محدودیت هاى عصر خود اعتراض كرده بود. ولى روى این دنیاى خیالى و ساده مثال هاى جالبى زده بود كه در هر مثال بحث مهمى از هندسه چهار بعدى نهفته است. از آن به بعد این بهترین راه براى تحقیق بر بعد چهارم شد. یعنى دانشمند دنیاى دو بعدى را مثالى از دنیاى ما قرار مى دهد و آنگاه دنیاى سه بعدى را مثالى از بعد چهارم مى سازد. آنوقت عقایدش قابل فهم مى شوند. این كتاب پایه گذارى مهم در این مبحث به شمار مى رود. )

اگر بعد سومى را بخواهیم بر این صفحه ى مختصات اضافه كنیم به فضا مى رسیم. براى این كار راستاى جدیدى را بر دو راستاى قبلى اضافه مى كنیم و آن را z  مى نامیم. در فضا هر جسمى توانایى حركت در سه بعد را دارد. به سادگى تمام. پس اگر موجودى ساكن این دنیا باشد آن را سه بعدى خواهیم نامید.

چهارمین بعد جایى است كه دیگر مغز ما با مشكلاتى در تصور كردن آن مواجه مى شود. شاید باور نكنید كسانى كه توانایى تصور 4 بعد را داشته اند و شناخته شده اند شاید از انگشتان دست و پاى شما بیشتر نباشند.

حالا به اینجا مى رسیم كه آیا مى شود راستاى جدیدى را بر 3 راستاى قبل عمود كرد؟ خوب فكر نمى كنم راهى بیابید كه چهار چوب را بر هم عمود كنید. مى دانید چرا؟ چون ما در دنیایى سه بعدى قرار داریم. همانطور كه در یك صفحه مختصات نمى شود یك مكعب كشید و باید حتما این صفحه را به فضا تبدیل كرد، در دنیاى ما هم نمى شود چهار چوب را بر هم عمود كرد. اما دنیاى چهار بعدى دنیایى است كه در آن مى شود چهار چوب را بر هم عمود كرد. پس این وسط بعد چهارم مى آید وسط. ما توانایى حركت در بعد چهارم را نداریم چون سه بعدى هستیم.

 

                      

(بعد چهارم و فیزیك: بعضى دانشمندان بنام فیزیك براى كار بر روى نظریات خود به هندسه ى چهار بعدى نیازمند شدند. از آن رو كه مجبور بودند فضا و زمان را با هم پیوند بزنند. از این رو زمان را راستایى بر جهان سه بعدى ما دانستند. اگر شنیدید بعد چهارم زمان است بدانید گوینده اشتباهى لفظى كرده است. زمان بعد چهارم است. آن هم به قرارداد فیزیك دانانى كه با فضا زمان سر و كار دارند. اما بعد چهارم ممكن است هر چیزى باشد.در صورتى كه ما درك درستى از هندسه چهار بعدى داشته باشیم در نتیجه درك درستى از فضا زمان داریم. پس مى توانیم اصطلاحاتى مانند خمیدگى فضا، فوق كره، آینده و گذشته، كند و تند شدن زمان و ... را بهتر بفهمیم.)

                                

 

 

 

۱ نقطه را صفر بعدى مى خوانیم.

۲ نقطه یك خط یك بعدى را تشكیل مى دهد.

۴ خط یك مربع دو بعدى را تشكیل مى دهد.

۶ مربع یك مكعب سه بعدى را تشكیل مى دهد.

۸ مكعب یك فوق مكعب چهار بعدى را نشان مى دهد.

به نوعی می توان این گونه نیز تعبیر کرد

ساختار دو بعدى اى معروف به صلیب كه از ۶ مربع تشكیل شده است. با بستن این ساختار یك مكعب سه بعدى به دست مى آید. بدیهى است كه این ساختار را نمى توان در جهان دو بعدى كاغذ بست. این ساختار به مكعب باز شده هم معروف است. البته مكعب بعد از باز شدن مى تواند شكل هاى متفاوت دیگرى هم داشته باشد كه این معروفترین آنهاست.                                         

                                             

یك ساختار سه بعدى متشكل از ۸ مكعب كه به صلیب چهار پر معروف است. این ساختار در واقع یك فوق مكعب باز شده است. با بستن آن مى توانیم از نو یك فوق مكعب داشته باشیم. ولى مسئله این است كه این ساختار در جهان چهار بعدى بسته مى شود.

یک تعریف از ب.4 این است که بگوییم :هر فضایی که شخص با حرکت در جهت عمود به فضای 3 بعدی به آن می رسد فضای چهار بعدی نامیده می شود.

 

 

پله اول : بعد صفر

 

یک نقطه را در داخل فضا تصور کنید.این نقطه یک 0.فوق مکعب است.یک نقطه تنها صفر بعدی است چون نه طول، نه عرض و نه ارتفاع دارد و بینهایت کوچک است.(خیلی به ایدهآل یک انسان در برابر خدا نزدیک شد ).تمام نقطه ها یک اندازه و یکسانند.به این خاطر که آنها بعد ندارند.در زیر تصویر یک نقطه را می بینید که بعد صفر را به ما نشان می دهد.

 

 

پله دوم : اولین بعد

 

این نقطه صفر بعدی را بگیرید و در هر جهتی که دلتان خواست به بیرون بکشید. با این کار یک پاره خط می سازید که همان 1.فوق مکعب است.همه پاره خط ها یک بعد دارند چون فقط در یک مقیاس با هم متفاوت هستند یعنی طول. همه عرض و ارتفاعی برابر دارند که بینهایت بار کوچک است.اگر یک خط را بینهایت بار بکشیم سر تا سر فضای یک بعدی را که در آن قرار دارد پوشش می دهد.

 

 

 

پله سوم : دومین بعد

 

حالا این پاره خط را بگیرید و از قالبش به هر جهتی که نسبت به جهت اول عمود باشد بکشید. یک مربع ساخته خواهد شد که 2.فوق مکعب نامیده می شود. هر مربع دو بعدی به این خاطر که باهم در دو مقیاس متفاوت هستند ، طول و عرض.همه آنها ارتفاع یکسان دارند که بی نهایت بار کوچک است. هر کدام از لبه های این مربع طول یکسان دارند و هر کدام از زوایای آن قائمه هستند.اگر بینهایت بار این مربع را پهن کنید سرتاسر فضای دو بعدی را می پوشاند.

 

 

پله چهارم : سومین بعد

 

این مربع متناهی را بگیرید و در جهتی که به دو جهت قبلی عمود باشد بکشید و با این کار یک مکعب بسازید که 3.فوق مکعب نامیده می شود.همه مکعب ها سه بعدی هستند به این خاطر که در هر یه مقیاس شناخته شده ما یعنی طول عرض و ارتفاع  با هم متفاوتند. درست مانند مربع ، تمام لبه های یک مکعب هم اندازه اند و همه زوایا قائمه هستند.اگر این مکعب را در تمام جهات گسترش دهیم  تمام فضای 3 بعدی را پوشش خواهیم داد.

 

 

پله پنجم : چهارمین بعد

 

 

 

و حالا آخرین مرحله ، یک مکعب محدود را بگیرید و باز هم آن را در جهتی دیگر که بر سه جهت اولیه عمود باشد بیرون بیاورید.

 

اما چگونه این کار ممکن می شود ؟

 

این کار در محدودیت های فضای سه بعدی امکان پذیر نیست ( فضایی که در این مقاله به آن فضای  حکومتی می گوییم ) اگر چه در فضای  چهار بعدی ( که آن را تترا اس پیس می نامیم) این کار امکان پذیر است . شکلی که بواسطه کشش مکعب به داخل تترا اس پیس به دست می آید را تسرکت (tesseract)می نامیم که همان 4.فوق مکعب است.هر تسرکت از لحاظ اندازه در چهار مقیاس با تسرکت های دیگر متفاوت است ( که در یک تسرکت واحد تمام آنها با هم برابر هستند.)

طول ، عرض ، ارتفاع و یک مقیاس چهارم که من آن را تترا طول (trength )می نامم.به مکعب های n بعدی قبلی نگاه کنید، همه آنها تترا طول یکسان و بینهایت کوچک دارند.همچنین درست مانند مکعب و مربع همه لبه ها در یک تسرکت دارای اندازه برابر هستند و همه زوایا قائمه است . اگر یک تسرکت را در همه جهات امتداد دهیم ، همه فضای چهار بعدی را خواهد پوشاند.

 

روش های گوناگونی برای نشان دادن تسرکت وجود دارد ، که سه تا از این روش ها را در زیر نشان داده میشود.اولین روش تصویر ساری به درون ( افکنش درونی ، تابش به داخل ) است و  با استفاده از تصویر پرسپکتیوى یک تسرکت به فضای حکومتی ( فضای 3 بعدی) ساخته می شود. قسمت هایی از تسرکت که دورتر است در تصویر داخلی به صورت کوچکتر ظاهر می شود.چهار چوب اصلی مکعب که قبل از گسترده شدن به تسرکت وجود داشت به رنگ خاکستری ، مسیر رئوس به رنگ سبز (گردن مرغابی) ، و مکان توقف چهار چوب مکعبی گسترده شده به رنگ آبی است.

 

نکته :تسرکت اصلی شبیه به شکلی که از روش تصویر سازی به درون بدست می آید، نیست  در واقع تصورسازی درونی تصویری کاملا تحریف شده از حقیقت یک تسرکت است.

هر کدام از لبه ها که شما در این شکل می بینید در واقع هم اندازه اند و تمام زوایای مابین لبه ها قائمه اند.

 

 

دومین روش برای نشان دان تسرکت باز هم یک تسرکت معمولی نیست و چیزی جز یک تصویر سازی موازی از یک تسرکت اریب نیست.برای ساختن همچین شکلی ابتدا یک چهار چوب مکعبی  را تصور کنید سپس چهارچوب مکعب بالائی را در جهتی قطری و به اندازه فاصله کوتاهی در فضای سه بعدی معمولی انتقال دهید .از آنجا که این انتقال موازی و در فضای حکومتی اتفاق می افتد ، در واقع می تواند در هر جهتی که بتوان به سمتش اشاره کرد این انتقال صورت گیرد.بس از انتقال ردی که لبه های تسرکت ایجاد می کند شکل مورد نظر ما را ایجاد میکند.نتیجه این کار شکلی است که دو مکعب با رئوس متصل به هم دارد.در شکل اصلی ، تمام لبه ها در داخل چهار چوب مکعبی اندازه برابر و با هم زاویه قائمه دارند.گرچه ، آنها با لبه های متصل کننده سبز رنگ زاویه قائمه ندارند و این لبه ها اندکی بلند تر از لبه های چهار چوب مکعبی است.

 

 

روش سوم  برای نشان دان یک تسرکت تصویر سازی موازی است .این روش مانند روش تسرکت مایل است با این تفاوت که دیگر انتقال چهار چوب مکعبی بالا وجود  ندارد. از آنچایی که لبه های تسرکت در جهتی که عمود بر فضای حکومتی باشد کشیده می شوند ، زمانی که شکل به داخل خود فضای حکومتی دوباره تصویر می شود لبه های مکعب آبی رنگ بر روی لبه های مکعب خاکستری تصویر می شوند(یعنی یک شکل را در جهتی عمود بر فضای 3 بعدی و دوباره در همان فضای 3بعدی تصویر کنیم) . نتیجه تصویر کردن یک مکعب ساده است.(خلاصه مثل انسان که n تا بعد داره ولی تصویرش همین موجود 3 بعدی زمینی است شاید مثلا بشه ا همین جور یه نظراتی هم راجع به دیدار جبرئیل و پیامبر داد البته فقط نظر).این موضوع در هنگام تصویر سازی درونی اتفاق نیفتاد چون در آنجا ما از اصول پرسپکتیو استفاده میکردیم).

 

 

 

 

آخرین گام از تلاش برای به تصویر کشیدن یک تسرکت مشکلات نمایش اشیاء  فضای چهار بعدی در فضایی که بر ما حکومت می کند با تمام محدودیت هایش نشان داده شد – در واقع یک جهت اضافی وجود دارد که ما قادر به نشان دادن آن بدون تحریف کردن حقیقت شکل اصلی نیستم، به همین دلیل مثال های زیادی برای شروع به درک طبیعت بعد چهارم نیاز است .

این تنها مقدمه ای برای درک این بعد بود هنوز مسائل و خواص ناگفته زیادی از این بعد باقی ماند مانند دوران ، صافی ، شناور سازی و ....

منبع:

http://iauh-ms1.blogfa.com





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 2 بهمن 1392
عرفان نقوی
چهارشنبه 30 فروردین 1396 01:05
Remarkable things here. I'm very glad to peer your post.

Thank you a lot and I am taking a look ahead to touch
you. Will you please drop me a mail?
سه شنبه 22 فروردین 1396 19:27
Hi, I desire to subscribe for this website to get latest updates, thus where can i
do it please help.
جمعه 5 اردیبهشت 1393 16:16
سلام خوبی؟؟؟استاتوسی ها دوباره با مطالب جدید تر برگشته...حتما به ما سر بزنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.